كاتالان
برنات مِتگه

نويسنده‌ٴ كاتالونيايي (حدود 1350ـ حدود 1410).
برنات مِتگه در حدود سال 1350 در بارسلون زاده شد؛ با اين‌كه مِتگه صورت كاتالونيايي‌ واژه‌ٴ مديكوس است‌، اين بدان معني نيست كه او پزشك بوده است‌. او نديم و كاتب دون خوان‌ پسر پره‌ٴ سوم آدابدان بود؛ وقتي دون خوان در سال 1387، به پادشاهي رسيد، برنات هم‌چنان از حمايت او برخوردار و منشي ملكه ويولانته بود. پس از مرگ شاه‌، مغضوب شد و حتي مدتي به‌ زندان افتاد ( حدود 1398) . بعدها، وضعش بهبود يافت و منشي مارتي اول شد ( از 1403 تا 1410). پس از آن‌، ديگر نشاني از وي نيست‌.
او يكي از بهترين نويسندگان كاتالونيايي در عصر خويش بود، و تأثير زيادي نه‌تنها بر ادبيات‌ كاتالونيايي‌، بلكه بر نويسندگان اسپانيايي هم اعمال كرد؛ او مجراي اصلي انتقال ادبيات ايتاليايي‌ به شبه‌جزيره‌ٴ اسپانيا بود. مقارن سال 1388 آخرين داستان دكامرون را از ترجمه‌ٴ لاتيني پترارك‌ ترجمه كرد (اين نخستين ترجمه‌ٴ بخشي از دكامرون در شبه‌جزيره بود). مفصل‌ترين و مهم‌ترين‌ كتابش را در سال 1398 در زندان نوشت به نام روٴياها، كه بينش طعنه‌آميز و تبحرش را، از جمله‌ در بحث از جاودانگي روح نشان مي‌دهد. مِتگه تاحدي شكاك و اهل طنز و در احساسات‌ زن‌ستيزانه‌ٴ مسلط بر زمانه كاملاً سهيم بود (قياس كنيد با بوكاچيو، چاسر، فرواسار).
مِتگه فيلسوف نبود، ولي چنان تأثير فرهنگي بزرگي داشت كه جا داشت در اين جلد در كنار مردان فوق‌الذكر از او ياد شود. او كامل‌كننده‌ٴ زبان كاتالونيايي بود و آن را به همان سطح زبان‌هاي‌ فرانسه و ايتاليايي ارتقا داد.

يوناني
دياسورينوس

نيلوس دياسورينوس‌. عالم ديني و اديب بيزانسي (وفات‌: سال 1376 يا پس از آن‌).
او از خيوس برخاست و نام اصلي‌اش نيكتاس بود، ولي وقتي به سلك رهباني درآمد نام‌ نيلوس را برگزيد. او جانب پالاميتيان را گرفت كه هوادار عرفان بودند و مخالف لاتينيان‌. در سال‌1357 مطران رُدس شد، در سال 1366 بطريق فيلوتئوس او را قائم‌مقام خود كرد؛ در سال‌1369، شهسواران قديس يوحنا او را از رُدِس بيرون كردند. ماكاريوس (بطريق 1376ـ1379، 1390ـ1391)، او را عزل كرد؛ بنابراين در سال 1376 هنوز زنده بود. ظاهراً مهم‌ترين تأليفش رساله‌اي است در باب دستور زبان‌، معاني و بيان و منطق به‌نام‌ چشمه‌ٴ معرفت‌، كه تا حدي گزافه‌آميز است‌، زيرا اين عنوان كتاب معروفي است از يحيي دمشقي